آرتا و آرتین

دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
رفت و آمد ها : 193438


آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 27 اسفند ماه سال 1382
.:: رد استعفا و تشکر ::.
  ضمن عرض تشکر از شما  وبلاگ نویسان  دوست و همراه  لازم می دانم که از تک تک شما تشکر کنم و به نظرات شما پاسخی هر چند کوتاه دهم :

1ــ دوست عزیز ، چشم . نامرد نمیشم  و تا آخرش پایه ام !

2 ــ انسان جون ،‌ ما از اول قرار گذاشته بودیم که خواننده متوجه نویسنده بشه ! حالا که تا حالا متوجه نشدی کدومو و کی نوشته بازم عیب نداره ، همچنان به نظر دادن ادامه بده ، مارو خیلی خوشحال می کنی.

3 ــ سارا خانم ، هم اسم خواهر زادم هستی ، همیشه منو به یاد اون میندازی، خدا بهت عمر بده .

4 ــ آسمان عزیزم ، تو هم گل کاشتی ! در استعفا نامه من هم گفتی آرتا جان ! کلی بهش خندیدیم . روحت شاد ....

5 ــ امین خان ،‌من با تنها چیزی که میانه ندارم قهر کردنه ! فکر کنم تا حالا با کسی قهر نکرده باشم ! البته رابطه ام رو ضعیف کردم !! به ما از این وصله ها نمی چسبه آقاااااااااا بازم به ما سر بزن . ممنون

6 ــ مهران جون ، به خاطر تو یکی هم که شده« بر میگردم ، حتما    هاااااااااااااااااااا ( اینو سنجد می گفت  ) »

7 ــبوبو جون خانم ، فکر می کنی خیلی آدما رو می خندونی ؟ حاضرم  تی امرا موسابقه بدم خواخور  جان ، تانی بیا شیر سنگی زیر ....

8 ــ عرضم به حضور ونوس خانم که... ،‌ما جا نزدیم ( یعنی جا زده بودیم !) شما هم بهتری وبلاگتو به روز کنی ! از اینکه با ما سر میزنی باعث مباهات است . بازم بیا این ورا

9 ــزمینی دوست داشتنی ، تو هم ما رو همیشه مورد لطف خودت قرار میدی و نظرات خودت رو از ما پنهان نمی کنی. تنها کسی که منظور منو درست و حسابی فهمید خودتی و بس . ای کلک نکنه تو هم بله....

10 ــ دوست من بهنام ، هیچ چیز اینجا به هم نمی خوره حتی اگه آخر الزمان بشه ، اینو مطمئن باش !

11 ــ داش هامون راست گفتی ، ای ول!!

12 ــ مونا خانم ، ول کن جون من بی خیال 

13 ــ قاصدک جان ، نمی دونم نهسی سیزده منو گرفته یا تو رو ، جوابی برات ندارم .

14 ــ طلا جان ، هوای رفیق ما رو داشته باش ، از اون گل تر پیدا نمی کنی اینو مطمئن باش ! در ضمن خونه جدید مبارکه !

15 ــ داداش جون ، آرش خان ، به جون تو زبونم بند اومده ، جایی کار سراغ نداری  که دست و بال مارو هم  بند کنی همکار ! چشم ما سر جامون می شینیم !!

16 ــspirit های عزیز نمی دونم کدومتون هستید . چشم ، حتما ادامه می دم

17 ــ زهرا خانم ، برای جواب رجوع کنید به بند 12

18 ــ دیوانه عزیز من ، آسوده بخواب که ما بیداریم ، راحت باش خبری نیست

19 ــ آرتای من ، اینو میدونستم

20 ــ م ر ی م خانم ، من استعفا داده بودم ولی مث اینکه همه گفتن منو دوست دارن ، یالالعجب !

نتیجه رای گیری :

11 رای مخالف ، 2 رای موافق  و 7 رای ممتنع . من می مونم

از همه شما متشکرم   


سه شنبه 26 اسفند ماه سال 1382
چهارشنبه سوری








از جمله جشنهای آریایی که برای ما
به یادگار مانده جشنهای آتش است
 که یکی از این جشنها جشن سوری یا همان چهارشنبه سوری می باشد. مجموعه آیینهای نوروزی با جشن چهارشنبه سوری آغاز و با آیین
 سیزده بدر به سرانجام خود میرسد.


واژه ( سوری ) فارسی به معنی سرخ میباشد و چنان که پیداست به آتش اشاره دارد. برپا داشتن آتش در این
روز نوعی گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن است . همچنین به نوعی به مقدس بودن آتش نیز اشاره دارد.


خوشبختانه این جشن از معدود جشنهای باستانی و کهن ماست که
تا به امروز حفظ شده است. هر سال در آخرین چهارشنبه سال در بزرگداشت این جشن باستانی با پریدن از روی آتش و خواندن : زردی من از تو   سرخی تو از من ، در واقع همه بدیها و خاطرات بد سال گذشته
را به آتش میسپاریم و از سرخی آتشی که برافروختیم استفاده کرده و برای شروع سالی نو گرمی و انرژی میگیریم.


برخی دیگر از رسوم چهارشنبه سوری : بوته افروزی، آپ پاشی و آب بازی ، فالگوش نشینی ، قاشق زنی
، کوزه شکنی ، فال کوزه ، آجیل مشکل گشا و ... است.


در آخر آرزو داریم امشب را با خوشی
و شادمانی به پایان برید و پر انرژی در انتظار شروع سال جدید توام با موفقیت های تازه باشید!

 



پ .ن : در ضمن دیدیم این عکس همچین بی ربط با امروز نیست! مواظب باشید که شما هم یکوقت...



پ .ن 2 : امشب ساعت 8:30 شبکه دوم قراره فیلم فیس آف رو نشون بده !!! اینم از سیاستهای سالهای اخیر صدا و سیماست که معمولا
اینجور روزها واسه نگهداشتن مردم
تو خونه هاشون فیلمهای خوب پخش میکنه! ولی اینجاشو دیگه کور خوندن
 ، چون بزرگی میفرماید: فیلمی که قراره با سانسور پخش بشه همون بهتر که دیده نشه  حتی اگه با بازی کیج و تراولتا باشه! ....

تکبیر!


یکشنبه 24 اسفند ماه سال 1382
.:: استعفا ::.
 به نام سپیده و صبح

استعفا نامه


با عرض سلام خدمت دوستان وبلاگ نویس و وبلاگ خوان

اینجانب آرتین ساکن بندر شمالی ، حدود هفت ماهی است که کی برد فرسایی می کنم و صفحات اینترنت را سیاه ! از ابتدای شروع کارمان قرار را بر این گذاشتیم که مشخص نشود  کدام مطلب را چه کسی نوشته و خواننده، خود باتوجه به طرز نگارش تشخیص دهد که کدام مطلب مربوط به من و کدام یک را آرتا نوشته است . البته تا آنجا که امکان داشت من از خودم ردی به جا می گذاشتم که از جمله آنها  قرار دادن  موضوع در میان .:: ... ::. بود ! که صد البته تشخیص آن کمی مشکل می نماید .

در این اواخر مورد کم لطفی شما عزیزان واقع شدم . شاید دلیل را بتوان در  حضور کمرنگ من در دیگر بلاگ ها و نظر ندادن به مطالب آنها جستجو کرد ، که آن هم به دلیل مشغله های فکری ( اگر مغزی باقی مانده باشد !)  و کاری بوده و هست . در چند مطلب اخیر ، مطالبی را که من نوشته بودم هم شما به تصور اینکه آرتا آنها را نوشته نظر دادید . شاید نباید مقصر اصلی را من و یا شما  قرار دهیم بلکه همه مان شاید به نوعی مقصر بوده و باشیم ، من که فقط به نوشتن مطالب اکتفا کرده بودم و شما که نتوانستید نوشته ها را تفکیک کنید !  

از این رو ، به دلیل اینکه خود را به نوعی اضافه و مازاد برنیاز بلاگ آرتا و آرتین تشخیص داده ام و بودن و نبودن من فرقی نمی کند ، استعفای خود را اعلام و از هیات محترم منصفه ( خود شما ) خواستار  تایید آن میباشم .

در ضمن این را هم باید بگویم که خانه ام آتش نگرفته ! کسی مرا مزاحم خطاب نکرده ! مورد کم لطفی اش واقع نشده ام و...  بلکه خانه ام را تازه ساخته ام  و خیلی هم دوستش دارم .

السلام علیکم و رحمة الله و برکاة

سید !!! آرتین ....

5روز مانده به نوروز 83


شنبه 23 اسفند ماه سال 1382

داشتم فکر میکردم که:

 

چقدر راحت میشه دل یکی رو بدست آورد ، دل یکی رو شکست

 

چقدر راحت میشه به یکی اعتماد کرد

 

چقدر راحت میشه واسه یکی حرف درآورد و خرابش کرد

 

چقدر راحت میشه از کوره در رفت

 

چقدر راحت میشه یکی رو دوست داشت

 

چقدر راحت میشه از یکی متنفر بود

 

چقدر راحت میشه خندید ، گریه کرد

 

چقدر راحت میشه بخشید

 

چقدر راحت میشه رنجید ، رنجانید

         

          چقدر راحت میشه...... نه..... اصلا راحت نمیشه فراموش کرد!

   1      2      3      4      5    >>

عناوین آخرین یادداشت ها
Wikispaces