آرتا و آرتین

دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
رفت و آمد ها : 193420


آرشیو
موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1383

 بیکرانه در انتهای هر سفر

 

در آیینه دار و ندار خویش را مرور می کنم

 

این خاک تیره این زمین، پایوش پای خسته ام

 

این سقف کوتاه آسمان، سرپوش چشم بسته ام

 

اما خدای دل در آخرین سفر، در آیینه به جز دو بیکرانه کران

 

به جز زمین و آسمان، چیزی نمانده است

 

گم گشته ام، کجا ندیده ای مرا؟

 


پنجشنبه 22 بهمن ماه سال 1383

هر جا رو که نگاه میکنی سفید سفیده . برف همه جا رو پوشونده . غیر از سفیدی چیزی نمیبینی! آب قطع شده . برق هم مرتب قطع و وصل میشه . هیچ وسیله نقلیه ای قادر به حرکت نیست. تا حالا سابقه نداشته که بیشتر از یک متر برف باریده باشه .سقف اکثر خونه ها ترک ورداشته.زندگی اینجا مختل شده !

الان که فکرشو میکنم میبینم که چقدر دلم میخواد زنده بمونم. خدا جون غلط کردیم .میشه دیگه برف نیاد ؟!! 

شاید عجیب باشه که بعد از این همه وقت تو همچین وضعیتی اومدم و دارم تو وبلاگ مینویسم!!
شاید یه همچین تلنگری واسم لازم بود . اگه عمری بود بازم میام و مینویسم! فعلا...



دوشنبه 12 بهمن ماه سال 1383

نمیدونم چه جوریاست که همیشه کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره!

همیشه حلال مشکلات این و اونی؛ واسه همه سنگ صبوری ؛ همه رو راهنمایی میکنی ؛ اما وقتی نوبت به خودت میرسه ...

نمیدونم چه جوریاست!

جمعه 9 بهمن ماه سال 1383

سلام

بالاخره این امتحانات ما هم هر طوری بود تموم شد . حالا خوبی یا بدیش بعدا مشخص میشه . ولی اون چیزی که الان از همه مهمتره اینه که فعلا راحت شدم. فکر نکنم به این زودیا هم طرف کتاب و جزوه برم.

یادمه تو بحبوحه ( درست نوشتم؟ ) امتحانات که بودم حسابی واسه تعطیلاتم نقشه کشیده بودم . ولی الان هر چه فکر میکنم یادم نمی یاد که دلم میخواسته چه کارهایی انجام بدم!
فکر کنم با این اوصاف باید تموم تعطیلاتم به فکر کردن بگذره ! شایدم واسه تعطیلات بعدی برنامه ریختم !  

اصلا من حالم خوبه ؟!

عناوین آخرین یادداشت ها
Wikispaces