آرتا و آرتین

دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
رفت و آمد ها : 193429


آرشیو
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 21 اسفند ماه سال 1383
بازگشت آرتین!


شنبه 15 اسفند ماه سال 1383

تا حالا به این موضوع فکر کردید که اگه بهتون گفته بشه فقط 24 ساعت فرصت برای زندگی کردن دارید، اونوقت چیکار میکنید؟ ( البته خدای نکرده، روم به دیوار، گوش شیطون کر ، بعد 120 سال ...)

 

من که فکر کنم تو اون 24 ساعت فقط گریه کنم که چرا فقط 24 ساعت ؟! 

شاید یه جورایی خوب باشه که آدم بدونه چه موقع می میره ، شایدم زیاد جالب نباشه.  نمیدونم میدونید یا نه ، قو تنها موجودیه که چند ساعت قبل از لحظه مرگش متوجه میشه که قراره بمیره! و خودشو به ساکت ترین نقطه دریاچه یا هر جایی که توش زندگی میکنه میرسونه و سرشو زیر پرهاش مخفی میکنه و اونقدر در این حالت میمونه تا لحظه مرگش از راه برسه ! ناراحت کننده ست ، مگه نه ؟!


چهارشنبه 5 اسفند ماه سال 1383

 

این روزا صبحمو با کارتونهای دوران بچگیم شروع میکنم. آنت و لوسین ، سرندیپیتی ...  یادمه اون وقتا که بچه بودم این کارتونها خیلی روم تاثیر میذاشتند. با شادیشون شاد بودم و از غصه شون غمگین. گاهی وقتا یه صحنه هایی اونقدر منو میترسوند که میرفتم و پشت مامانم قایم میشدم و چشمامو میبستم. ولی الان فقط به این کارتونها نگاه میکنم. نه غمگین میشم و نه خندم میگیره. حتی گاهی وقتا تعجب میکنم که چطور از یه همچین حرف یا حرکت مسخره ای خندم میگرفته در حالیکه الان اصلا به نظرم خنده دار نمی یان!

 

خب ، بهرحال کودکی هم عالم خاص خودشو داره . شاید واسه همینه که بچه ها اینقدر دوست داشتنی هستند!


یکشنبه 2 اسفند ماه سال 1383

متاسفانه یا خوشبختانه امروز تولدمه!

فکر کنم تو همچین مواقعی باید تبریک گفت ؛ .... تولدم مبارک .

عناوین آخرین یادداشت ها
Wikispaces