آرتا و آرتین

دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
رفت و آمد ها : 193414


آرشیو
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 31 تیر ماه سال 1385
من و دغدغه هام!

 

از وقتی که یادم میاد و خودمو شناختم از آمپول میترسیدم. شاید بشه گفت بزرگترین دغدغه و نگرانی دوران کودکیم همین امپول بوده.  بیشتر از اسمش میترسیدم تا دردش! یادمه اون موقع همین که گلوم درد میگرفت انگار که میدونستم چه سرنوشتی در انتظارمه، شروع میکردم به گریه کردن به حال خودم! اون موقع واسم هیچ مشکلی بزرگتر از همین مشکل نبود اما حالا  تبدیل شده به یک خاطره خنده دار!

یه کم که بزرگتر شدم انگار که دغدغه هام هم بزرگ شده باشن، شکل دیگه ای به خودشون گرفتن. حالا دیگه آمپول جای خودشو به درس و مشق و امتحان داده بود.

باز هم هر دو مون بزرگتر شدیم ، هم من و هم دغدغه هام . اینبار پای کنکور در میون بود که اصلا هم نمیشد باهاش شوخی کرد. بهرحال این مرحله  هم گذشت. هر چقدر جلوتر اومدم  دغدغه های مهمتر جاشونو به هم دادن. دغدغه کار و ...

ولی در میون این همه نگرانی ها مطمئنا شیرین ترین دغدغه مربوط به آینده و تشکیل زندگی مشترکه. دغدغه ای که با وجود اینکه ذهنتو مشغول میکنه ولی وقتی خوب بهش نگاه کنی میبینی هر چقدر هم سخت باشه ولی نه تنها ناامید و خسته ات نمیکنه ، بلکه باعث میشه روز به روز قویتر و با امید بیشتر به آینده نگاه و به جلو حرکت کنی. مخصوصا اگه بهترین شریک زندگی دنیا رو هم همراهت داشته باشی. اونوقته که دیگه هیچ چیز نمیتونه نگرانت کنه!

دغدغه از این شیرینتر کجا سراغ دارید!

 


سه شنبه 13 تیر ماه سال 1385

 

۱۳ تیر برای ما فقط روز ۱۳ ام از چهارمین ماه سال نیست!

۱۳ تیر برای ما یعنی یه روز بزرگ ؛ یه روز فراموش نشدنی !

...یعنی یه بعد از ظهر گرم تابستون توی یه اتاق ؛ یه گوشی تلفن در دست و پر بودن همه لحظات و تک تک ثانیه ها با صدایی که برات دلنشین و آشناست...

۱۳ تیر ماه یعنی روز یکی شدن ؛ روز با هم بودن و با هم شدن .

... یعنی روز ما ...

 


عناوین آخرین یادداشت ها
Wikispaces