آرتا و آرتین

دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
رفت و آمد ها : 193407


آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385
دنیای من

 

بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب می دونی تو تار و پود و ریشه می

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من

چرا من نگذرم از یه پوست و خون، به اسم تن

تو خیالم هم نبود که بخوام عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

نمی دونم چی بگم که باورت شه جونمی

توی این کابوس درد، رویای مهربونمی

می دونی با تو پرم از شعر و ستاره

می دونی بی تو لحظه حرمتی نداره

می دونی در تو  این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره

 

وقتی حتی پیشمی، دلم برات تنگ میشه باز

عشق تو، تو لحظه ها حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم.

نمی دونم چی میشه، بدجوری گوشه گیر میشم.

ممنونم که بچه بازی هامو طاقت می کنی

هر چقدر بد میشم اما تو نجابت میکنی

هر کجای دنیا که باشم با منی و با منی

نگران حال و روزم بیشتر از خود منی

می دونی با تو پرم از شعر و ستاره

می دونی بی تو لحظه حرمتی نداره

می دونی در تو  این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره


عناوین آخرین یادداشت ها
Wikispaces